![]() |
![]() |
|
| نت ورک مارکتینگ پنجره ای به آینده روشن اقتصاد خانواده |
|
** در رويا هايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/03/05ساعت 17:57 توسط رضا |
|
|
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’ آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم. ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’ پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’ پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’ نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’ پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!! آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛ او فقط تا حد توان کار می کرد!!! پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/10/28ساعت 12:50 توسط رضا |
|
|
وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره… آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم… اینبارم مهمونی تموم شد وخیلیا از جمله من سراپا تقصیر نتونستند از این مهمونی بهره ي کافی ببرن امید وام خدا توفیق بده تا سالهای بعد ما هم به جمع متنعمین از این خوان الهی بپیوندیم التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/07/08ساعت 22:6 توسط رضا |
|
|
شنيدم عاشقي مستانه مي گفت: اگر آتش به زير پوست داري، نسوزي گر علي را دوست داري.
آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، چند پاره ابر تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. روحي الهي در سکوت غمگين شب به پرواز ملکوت درآمده بود. مرغابي ها غمگينانه ترين آوازها را به گلوي شب ريخته بودند، زمين از اين فاجعه مي لرزيد و ستونهاي مسجد کوفه مرثيه سر داده بودند. علي(ع) آن مرد عدالت، در بستر شهادت آرميده بود، عرشيان نگران اين صحنه با يکديگر نجوا مي کردند. محراب کوفه در سکوتي غنوده بود. بيوه زنان و طفلان بي پدر، درغبار سنگين آن لحظه هاي جان فرسا ديده ها را بر در دوخته و منتظر باز شدن آن با دستان يتيم نواز مولايشان بودند که باز هم پدر و پناهشان بيايد و برايشان قوت شبانه بياورد. آري شانه هاي زخمي علي(ع) به انبان نان و خرما الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي پناهان با طنين گامهاي او مانوس بودند. هان اي زمينيان با علي چه کردند...؟اين سوالي بود که آسمانيان از اهل زمين مي پرسيدند شب مي رفت تا به صبح برسد که ناگهان حزن انگيزترين فريادها از خانه علي(ع) برخاست. کوفه درميان دستان آکنده از شرمش، مردمي از تبار عرشيان را با فرق شکافته به عرشيان تقديم مي کرد. تاريخ هم از عمق اين فاجعه تام مي گريست و خطاب به زمينيان مي گفت...؟ اي مردم با تجسم عدالت چه کرديد؟ ننگتان باد که با وسوسه هاي شيطاني، دستان خود را به خون بهترين انسان آلوديد... آيا نينديشيد که زمين، لحظه هاي بدون علي(ع) را چگونه سر کند؟ شب بدون مناجات علي(ع) چگونه سحر کند؟نفرين بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشينان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمي عميق در سينه درد آلود تاريخ بشر نشاندند، زخمي که با هيچ مرهمي التيام نمي يابد. شهادت جانسوز مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب بر همه مومنین تسلیت باد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/31ساعت 13:55 توسط رضا |
|
|
بر زمینه سبزی صبح
سوار خاموش ایستاده است ویال بلند اسبش در باد پریشان می شود. خدایا خدایا سواران نباید ایستاده باشند هنگامی که حادثه اخطار می شود کنار پرچین سوخته دختری خاموش ایستاده است ودامن نازکش در باد تکان می خورد. خدایا خدایا دختران نباید خاموش بمانند هنگامی که مردان خسته ونومید پیر می شوند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:57 توسط رضا |
|
|
دوستان سلام از امروز قصد دارم یک سری مطلب در مورد موفقیت وروشهای دست یابی به موفقیت رو براتون بنویسم امید وارم استفاده کنید و با ارائه نظرات خودتون به من وبقیه دوستان کمک کنید که بتونیم به اونجایی که حقمونه برسیم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/25ساعت 13:53 توسط رضا |
|
|
زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چو شهد زندگی، بغض فـروخورده نیست زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست زندگی، شـــوق وصال یار است زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس زندگی، تکیه زدن بر یــار است زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است زندگی، قطعه ســـرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا زندگی، راز فـروزندگی خورشید است زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است به، چقدر شیـــرین است زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب، روی یک نیمکت چـــوبی سبـــز، ثبت در سینـــه است زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق زندگی گاه شده است که برد بیراهم زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد زندگي را بايد، قدر بدانيم همه
نوروز سال ۱۳۸۷ بر همه شما مبارك
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/05ساعت 12:14 توسط رضا |
|
|
عزت نفس سالم، بر پايه توانايي ما در ارزيابي دقيق از خود بنا شده است ونكته قابل توجه در آن پذيرش خود وارج نهادن بي قيد وشرط به خويش است. منشاءپيدايش عزت نفس كجاست؟ شناخت ما از خودمان به واسطه تجربه رويارويي با افراد مختلف درگستره زندگي سبب پيدايش عزت نفس ما مي شود. به ويژه تجارب دوران كودكي ما نقش بزرگي درشكل گيري اساس وپايه عزت نفس ما دارند. نحوه رفتار والدين، مربيان، معلمان، دوستان و... وهمچنين موفقيتها وشكست ها از جمله عوامل تاثيرگذار درشكل گيري عزت نفس مي باشند. عوامل شكل گيري عزت نفس سالم كه بخش اعظمي از آن در دوران كودكي بوجود خواهد آمد عبارتند از: ü تحسين شدن ü گوش فرادادن افراد ديگر به صحبتهاي ما ü محترمانه طرف صحبت قرارگرفتن ü مورد توجه بودن ودرآغوش گرفته شدن ü كسب موفقيت درورزش يا مدرسه ü داشتن دوستان معتمد آن دسته از تجارب دوران كودكي كه به عزت نفس پايين مي انجامند عبارتند از: ü مورد انتقاد قرارگرفتن ü مورد ضرب وشتم ديگران قرار گرفتن ü ناديده انگاشته شدن، مسخره يا تحقيرشدن ü هميشه انتظار" عالي بودن" از ما داشتن ü شكست در مدرسه يا ورزش كساني كه داراي عزت نفس پائين هستند، دائماً در معرض اين پيام هستند كه شكست تجربه ها به معناي شكست تمام وجود آنهاست . تجربه هاي پيشين ما، حتي آنهايي كه معمولاً نا آشكار هستند، در قالب يك نداي دروني، در زندگي روزمره ما زنده وفعال هستند. اين نداي دروني همواره شيامهاي خوردا به ما گوشزد مي كند .نداي دروني در افرادي كه عزت نفس سالمي دارند، حاوي پيامهاي مثبت وتعين كننده است، در حالي كه نداي دروني در افراد با عزت نفس پائين، به شكل يك انتقاد ناخوشايند دروني، وناچيز جلوه دادن كاميابي ها بروز ميكند. اغلب ما تصويري از عزت نفس پائين داريم، اما ابن تشخيص هميشه آسان نيست. عزت نفس پائين سه شكل متداول دارد: فريبنده: فرد خوشحال و موفق رفتار ميكند، در حالي كه همواره از شكست مي هراسد. عصيانگر: رفتار فرد به گونه ايست كه گوئي مصلحت انديش ديگران است ودر همه موارد صاحب نظر مي باشد اين فرد همانند افراد مهم وقدرتمند عمل مي كند. همواره از اينكه ديگران به ندازه كافي خوب نيستند، احساس خشم وعصبانيت ميكند. دائماً وانمود مي كند قضاوت وانتقاد ديگران، سبب آزارش نمي شود. اين حالات به مشكلاتي نظير سرزنش بيش از حد ديگران، قانون شكني ومخالفت جودي مي انجامد. بازنده: در اين حالت فرد احساس بي فايدگي دارد وقادر به مواجهه با مشكلات نيست. اودر انتظار رسيدن يك ناجي يا فرياد رس به سر مي برد. وي براي مقابله با ترس ناشي از قبول مسئوليت تعيين زندگي خود، از دلسوزي براي خويش با بي تفاوتي سپري مي سازد وجهت راهنمائي، دائماً چشم به ديگران دوخته است. عزت نفس پائين، پيامدهاي وسيعي به دنبال دارد. الف: ميتواند موجب اضطراب، فشار رواني، احساس تنهايي وافسردگي شود. ب: سبب بروز مشكلات در رابطه بين دوستان مي گردد. ج: به طور جدي بر عملكرد تحصيلي وشغلي اثر ميگذارد. د: سبب سرخوردگي فرد شده وميزان آسيب پذيري فردرا در مقابل مواد مخدر والكل و... افزايش مي دهد.
ادامه دارد .......... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/04ساعت 12:40 توسط رضا |
|
|
مبارك باد آمد ماه روزه مبارك باد آمد ماه روزه رهتخوش باد اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه دعاها اندرين مه مستجابست فلكها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/21ساعت 13:34 توسط رضا |
|
|
ميدان بلاغت است ديوان علي کس چون بنهد قدم به ميدان علي هر نکته که بوي عشق مي آيد از آن يا زان محمد است يا زان علي *** خواهم نظري که جز خدا نشناسد جز دست خدا گره گشا نشناسد جز عشق علي و يازده فرزندش راهي به ديار آشنا نشناسد *** اي دل به علي نگر خدا را بشناس وز روي علي رمز ولا را بشناس خواهي که مقام عشق را بشناسي برخيز و علي مرتضي را بشناس *** گفتم ز چه کعبه را به عالم شرف است وان خانه مطاف اهل دل صف به صف است گفتا که گهر مايه ي ارج صدف است اين عاصمه زادگاه مير نجف است *** اي آمده در کعبه ز مادر به وجود وي رفته به مسجد ز جهان وقت سجود از آمدن و رفتن تو دانستم سرمايه ي زندگي قيام است و ُقعود *** تا بر لب خويش نام حيدر داريم کي بيم ز دشمن ستمگر داريم از مهر علي و يازده فرزندش ما، گِردِ ديار خويش سنگر داريم *** با ياد علي به موج آتش زده ايم از نجد زبانه تا مراکش زده ايم در مکتب او چو قامت افراخته ايم سيلي به حراميان سرکش زده ايم *** اي تيغ کجت قبله نماي دل ما سرپنجه ي تو گره گشاي دل ما تو شير حقي، دست حقي، مرد حقي اي نام بلندت آشناي دل ما *** با نام علي به پهنه رو آورديم بر خصم شکستِ سو بسو آورديم هر چند که قطره قطره خون بخشيديم صهباي ظفر سبو سبو آورديم
پيشاپيش ميلاد مبارك حضرت امام علي(ع) رابه همه دوستداران آن حضرت تبريك وتهنيت عر ض مينمايم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/06ساعت 1:0 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هدف از راه اندازی این وبلاگ ارائه تصویر روشنی از نت ورک مارکتینگ وبازار یابی شبکه ای ونشان دادن راههای پولدار شدن از طریق فعالیت سالم اقتصادی است. امتحان کنید ..من قول میدم اگه به هر کاری اصولی بپردازید به قله موفقیت دست خواهید یافت...
|
| پیوندهای روزانه |
|
استفتا مروری بر تجارت الکترونیک تقویم سال 85 لپ تاپ مجانی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|