![]() |
![]() |
|
| نت ورک مارکتینگ پنجره ای به آینده روشن اقتصاد خانواده |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/11/18ساعت 11:54 توسط رضا |
|
|
برخورداري از يك برنامه بازاريابي (Marketing Plan) كليد موفقيت شما در كسب و كاري است كه داريد. در اين مقاله، هر چند كوتاه و اجمالي، قصد دارم برخي از نكات مهم را به هنگام تهيهي يك برنامه بازاريابي يادآوري كنم.
يك برنامهي بازاريابي چنانچه درست پياده شود بايد شامل درك صحيحي از وضعيت موجود شركت، مطالعهي بازار، موقعيت كنوني شما، مشتريان يا گروهي از مشتريان هدف شما، رقباي كاري و تجاري شما، محصول شما (كالا يا خدماتي كه ارائه ميدهيد)، قيمت فروش، اقدامات پيشبردي و تبليغات شما باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/11/18ساعت 8:19 توسط رضا |
|
|
به طاق آسمان امشب گل اختر نميتابد بنات النعش اكبر بر سر اصغر نمي تابد به شام كربلا افتاده در درياي شب ماهي كه هرگز آفتابي اينچنين ديگر نمي تابد به دنبال كدامين پيكر صد پاره مي گردد كه از گودال خون خورشيد بي سر درنمي تابد به پهناي فلك بعد از تو اي ماه بني هاشم چراغ مهر ديگر تا قيامت برنمي تابد فرات مهرباني تشنه ي لب هاي عطشانت تو آن درياي ايثاري كه در باور نمي تابد كنار شط خون دستي و مشكي پاره مي گويد كه عباس دلاور از برادر سر نمي تابد ز خاك تيره هفتاد و دو كوكب آسماني شد كه بر بام جهان نوري از اين برتر نمي تابد استاد نصرالله مرداني |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/11/15ساعت 13:17 توسط رضا |
|
|
چرا ما برخي از فعاليت هاي بازاريابي را فعاليت ها يا طرحهاي هرمي ميدانيم؟ ما بر اساس يک سري مشاهدات و شرايط خاص ميتوانيم به اين نتيجه برسيم. طرحهاي هرمي يک نقطهي مشترک دارند و معمولاً به قول گفتني داد ميزنند که ما هرمي هستيم. ما با استفاده از دو نکته يا دو روش ميتوانيم اين گونه طرحهاي هرمي غير قانوني را از بازاريابي شبکهاي قانوني تشخيص بدهيم و من معتقدم که اين خيلي مهم است مردم ما از اين دو روش آگاه شوند. پيش از آنکه به اين دو نکته بپردازم، لازم ميدانم ابتدا به آن نقطهي مشترک اشاره کنم. طرحهاي هرمي ادعا ميکنند که افراد ميتوانند در مدت زمان کوتاهي، فقط با وارد شدن به شبکه يا سيستم، درآمدي فوق العاده داشته باشند. وقتي که افراد با اين روش شروع ميکنند به صحبت (و توصيه ورود به شبکه و نه خريد کالا يا خدمات و منفعت بردن از استفاده از کالا يا خدمات) به نوعي خود و سيستمي که برايش کار ميکنند را لو ميدهند. ما ميدانيم که بسياري از شرکتها، محصول يا خدماتي را مطرح ميکنند تا باز به قول معروف پشت آن محصول قايم شوند و طرح هرمي خودشان را به پيش ببرند. چگونه ميتوانيم طرحهاي هرمي را از بازاريابي شبکهاي قانوني و درست تشخيص دهيم؟ خيلي ساده است. حالت اول:شرکتهايي و افرادي از آن شرکت ها ميايند و به شما ميگويند که بايد تعدادي (مثلاً فرض کنيد چندين کارتن) کالا بخريد و انبار کنيد. انبار کردن کالا نشان ميدهد که طرح هرمي است، شما بايد بيش از نياز شخصيتان، کالا بخريد و اين موضوع شرکت را در کوتاه مدت، ثروتمند ميسازد. کالا روي دست شما ميماند، احتمالاً خراب ميشود يا از رده خارج ميشود و شما نميتوانيد کالايي بفروشيد و به اين ترتيب از گردانه خارج ميگرديد. پس اگر بحث انبار کردن (يا خريد بيش از نياز) مطرح شود ميتوانيد بگوييد که اين نوع بازاريابي غير قانوني است و من دنبال آن نميروم. حالت دوم:شرکت اعلام ميکند که ما فروش مغازهاي نداريم و کالا يا خدماتمان را به مردم عادي نميفروشيم. افراد تنها وقتي ميتوانند از کالا يا خدمات آن شرکت استفاده کنند که عضو شبکهي بازاريابي (غير قانوني) آن شده باشند. طرحهاي هرمي با همين دو مورد کاملاً شناسايي ميشوند و ما ميتوانيم بين آنها و بازاريابي شبکهاي قانوني تفاوتي فاحش را مشاهده کنيم. پس اگر خريد يا استفاده از کالا منوط به عضويت در شبکه باشد، خيلي ساده به ما نشان ميدهد که اين سيستم هرمي و غير قانوني است و مردم بايد آگاه شوند که درگير چنين سيستمهايي نشوند، چون سقوط و انحطاط آنها، حتي اشباع آنها قطعي است. (توجه داريد که من در مورد طرحهاي هرمي صحبت ميکنم و نه بازاريابي شبکهاي يا MLM قانوني). در بازاريابي شبکهاي قانوني، کالا و خدماتي مصرفي وجود دارد، کار بازاريابي، کار سختي است و در کوتاه مدت، کسي مولتي ميلياردر نميشود و صاحبان شرکت توليد کننده يا عرضه کننده خدمات، يک شبه ثروتمند نميشوند، آنان در حال توليد هستند و مايلند که کالا يا خدماتشان به فروش برسد و نه اينکه فقط جيب خودشان را در ردههاي بالايي پر کنند. زيرمجموعهها براي توصيهاي که ميکنند که کالا يا خدمات با کيفيتي را به دست مصرف کننده واقعي اش برسانند، پورسانت يا حق الزحمهاي به عنوان پاداش، تحت عنوان طرحها يا برنامههاي پاداشي دريافت ميکنند. در اين نوع بازاريابي شبکهاي قانوني، اجبار يا نيازي به انبار کردن يا خريد بيش از نياز مصرف کالا نيست و مهمتر اينکه افراد معمولي جامعه ميتوانند با مراجعه به فروشگاهها يا مراکز خدماتي معتبر، بدون اينکه وارد شبکه فروش / بازاريابي / توزيع شوند، کالا يا خدمات را خريداري و مصرف نمايند. حال افرادي که براي بازاريابي کالا يا خدمات شان به شما مراجعه ميکنند، شما ميتوانيد با در نظر داشتن اين دو حالت، به اين نکته پي ببريد که آيا کارشان قانوني است يا هرمي و غير قانوني. منبع: وب.اف. اي.کيو.تي.دات.کام ( تابان خواجه نصيري ) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/11/13ساعت 23:48 توسط رضا |
|
|
چند روز پیش در صفحات وب به دنبال مطلبی در زمینه تجارت الکترونیک، به نوشته ای از آقای مکارم شیرازی بر خوردم که برای اطلاع شما عیناً نقل نموده وبا هم به بررسی موضوع خواهیم پرداخت. اکل مال به باطل چیست؟ آقای مکارم در پاسخ به این سوال گفته: منظور از اکل مال به باطل این است که انسان بی آنکه فعالیت مثبتی داشته باشد اموال باد آورده ای را تملک کند، ودر شرکتهای هرمی مانند گلد کوئست وشرکتهای مشابه چنین مطلبی وجود دارد. مطلب فوق نشان میدهد که ایشان ازنت ورک مارکتینگ هیچ گونه شناختی ندارد. کسانی که با نت ورک آشنا هستندخوب میدانندکه روش فعالیت در این حرفه دقیقاً مانند فعالیت در تجارت سنتی است. در تجارت سنتی تولید کنندگان کالا وفروشندگان افرادی را بعنوان بازاریاب استخدام می کنند که این افراد با مراجعه به افراد وشرکتها وسازمانها نسبت به معرفی وفروش محصول خود اقدام می کنند وشرکت بر اساس میزان فروش به آنهاحقوق یا پاداش پرداخت می کند. در نت ورک یا تجارت الکترونیک وقتی کسی محصولی را خریداری کرد علاوه براستفاده از کالای خریداری شده امکان فعالیت درطرح بازار یابی شرکت را نیز بدست خواهد آورد وبا معرفی کالا وفروش آن به مشتریان دستمزد یا پاداش دریافت می کند. با توجه بی این توضیح می بینیم که هیچ کس بدون انجام کار مثبت وسالم درآمدی نخواهد داشت واین عین عدالت است. درادامه همین مطلب گفته شده است که عده زیاده از افراد در این سیستم مال باخته خواهند بود. در پاسخ باید گفت وقتی شما کالا یا خدماتی را خریداری واز آن استفاده می کنید آیا مال باخته هستید ؟! مگروقتی شما یا هر کدام از اعضای خانواده شما مثلاً یه قطعه طلا خریداری می کنید ویا یک دستگاه تلویزیون میخرید مالباخته هستید یا از خرید خود لذت می برید؟! یا کسی که خدماتی از قبیل فضای وب یا نرم افزاریا مترجم هوشمند خریداری واز آن استفاده می کند متضرر شده است؟؟؟!!! در ادامه نوشته آقای مکارم آمده است که75% افرادی که در نت ورک مارکتینگ فعالیت می کنند هیچ درآمدی نخواهند داشت. این مطلب زمانی درست خواهد بود که دیگر کسی برای خرید کالا و ورود به سیستم کسب درآمد وجود نداشته باشد که با توجه به رشد جمعیت وپایان عمر مفید کالا ها این امر عملاً محال است .ویا اینکه شرکت به فعالیت خود پایان دهد که این هم بعید به نظر میرسد زیرا به قول خود آقای مکارم شرکتها از این طریق سود سرشاری بدست می آورند ، وهیچ انسان عاقلی از سود خود نخواهد گذشت. واگر بازار محصول اشباع شود با ارائه محصولات جدید به فعالیت خود ادامه خواهد داد. وهمه افرادی که در این سیستمها فعالند به مرور به سود خواهند رسید. در بخش دیگری، آقای مکارم به آیات29 و30سوره نساء استناد نموده است. در این آیات چنین آمده است:« اموال یکدیگر را به باطل نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد» ؟؟؟؟!! درنت ورک روش کار بدین گونه است که قبل از خرید کالا و ورود افراد به سیستم بازاریابی یک جلسه معرفی یا پرزنت برگذار واطلاعات کاملی از کالای ارائه شده ونحوه پاداش دهی شرکت به خریدار ارائه خواهدشد وخریدار با آگاهی کامل خرید خودرا انجام خواهد داد که این موضوع یکی از مزیتهای تجارت الکترونیک نسبت به تجارت سنتی است.چرا که در تجارت سنتی ممکن است شما کالایی را خریداری کنید که اطلاعات کمی از امکانات ومزایای آن داشته باشید. ولی در تجارت الکترونیک از همه خصوصیات کالای مورد نظر آگاهی خواهید یافت وسپس در صورت رضایت اقدام به خرید خواهید کرد. ودر صورتی که در طرح بازار یابی آن شرکت کنید پاداشهایی که دریافت خواهید کرد کاملا سالم ومزد تلاشی است که انجام می دهید.
خوشحال میشم بدونم شما چی فکر می کنید ونظرتون در مورد نت ورک مارکتینگ چیه؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/11/07ساعت 22:40 توسط رضا |
|
|
شايد توقعات شما نسبت به دنيايي که در آن زندگي و کار ميکنيد، دست نيافتني به نظر برسد، شايد زمان براي شما قدري سريع ميگذرد، شايد شما براي مبلغ کمي به سختي کار ميکنيد، شايد زمان و يا پول کافي در اختيار نداريد، و يا شايد موضوع دقيقاً برعکس است... شايد زمان براي شما به کندي ميگذرد، و احساس ميکنيد در دنياي کاري خود به سختي درگير شدهايد، شما بايد براي کس ديگري کار کنيد و تا ابد هم به اين کار ادامه دهيد،و... و حالا يک راه نجات وجود دارد.
حالا شما ميتوانيد به استقلال مالي برسيد. اين تجارتي است که راه را به بسياري از افراد نشان داده تا بتوانند به استقلال مالي واقعي برسند. امروزه اصول کلّي که باعث موفقيت Network Marketing در جهان شده است، در دانشگاههاي مختلف جهان تدريس ميشود. و در حال حاضر کمتر از 2 درصد جمعيت جهان، فعاليت در اين رشته را به عنوان شغل اصليشان برگزيدهاند. Network Marketing شغلي است که اخيراً در مطبوعات جهان از آن به عنوان مطمئنترين راه براي رسيدن به مصرفکننده ياد ميکنند. اين تجارت در عصر جديد شانسهاي زيادي را بوجود آورده است. چون مطالعات اخير نشان ميدهد که از هر 4 نفر، 3 نفر کالا يا خدمات مختلف را از دوستانشان خريداري کردهاند. در حالي که فقط 1 نفر از هر 4 نفر کالا يا خدمات به دوستانشان ارائه کردهاند. فروش چه چيز؟ خريد چه چيز؟ اصلاً Network چيست؟ و چگونه تاثيراتي را که بر آينده تجارت جهان و آينده شما دارد تضمين ميکند؟ در واقع تعداد بسيار کمي از ما اطلاعات کافي در مورد Network Marketing داريم، پس حالا شايد زمان مناسبي باشد که نگاه دقيقتري به آن بياندازيم. در واقع ريشه Networking به افرادي مثل J. Paul Getty، ميلياردر معروف باز ميگردد که گفته است:«من ترجيح ميدهم سودم را از 1% تلاش 100 نفر بدست بياورم تا 100% تلاش خودم». يک مفهوم امتحان شده در طول زمان و يک روش تجارت جديد. چرا؟!چون براي اولين بار در دنياي تجارت شما سودتان را از موفقيت ديگران بدست ميآوريد نه از راه رقابت با آنها. John Naisbitt در پر فروشترين نشريهاش Megatrends يک بخش کامل را به Network Marketing اختصاص داده است و آنرا اينگونه تشريح کرده:«در فضاي Network موفقيت بوسيله آزاد گذاشتن ديگران براي داشتن بهترين عملکرد به دست ميآيد نه با سلطه بر آنها». يکي از بهترين فروشندگان Maolen Fergosen معتقد است:«بايد حد و مرزهاي موفقيت Network Marketing را به فراموشي سپرد، چون براساس اعتماد، ارتباطات و کمک به موفقيت ديگران بنا شده است.» اين موضوع دقيقاً عکس بوروکراسي دولتها و شرکتهاست. اگر شما به دنياي تجاري معمول وابسته هستيد، شانسهايتان براي موفقيت محدود است. هرچه بيشتر ترقي کنيد، فشارها از بالا و پائين بيشتر ميشود. براستي چه دنياي بيرحمي! با جاي کمي در بالادست! وقتي که شما براي کسي کار ميکنيد، شنيدههاي مختلف شما را سردرگم ميکند، در حالي که Network Marketing بسيار کاملتر و گستردهتر است. اين تجارت داراي مفهوم جديدي است در قلمرويي جديد.بنابراين براي اينکه درک بهتري از Network Marketing داشته باشيد، بد نيست کمي آنرا با بازاريابي سنتي مقايسه کنيم.
امّا در Network Marketing شما خود يک واسطه هستيد، چون همانطور که توزيعکننده هستيد، مصرفکننده هم محسوب ميشويد، و همه اعضا در اين موضوع مشترک هستند. در Network Marketing افراد به بقيه کمک ميکنند. وقتيکه شما افراد را به شبکه خود وارد ميکنيد، موفقيت شما مستقيماً به موفقيت آنها بستگي پيدا ميکند. همانطور که شما به ديگران کمک ميکنيد، و آنها افراد جديد را به تجارت وارد ميکنند، شبکه شما گسترش پيدا ميکند. وقتي شما شانستان را با ديگران قسمت ميکنيد و آنها را به تجارت وارد ميکنيد، هر بار که آنها پاداششان را دريافت ميکنند، شما هم پاداش ميگيريد. و وقتيکه آنان به دوستان جديدشان خبر ميدهند، و آنها را وارد تجارت ميکنند، شبکه شما بيش از پيش گسترش پيدا ميکند، و شما تنها زماني موفق ميشويد که به ديگران براي دستيابي به موفقيت کمک کنيد. درست مانند کساني که شما را وارد کردند. آنها هم تنها زماني موفق ميشوند که شما خوب عمل کنيد. و اين مفهومي جديد در تجارت است که در آن همه افراد برندهاند. Network Marketing يک مفهوم جديد و تازه نيست. بلکه در طول زمان بارها و بارها امتحان شده است. بعضي از اثرگذارترين سهام نيويورک در حال تغيير است. 14000 کمپاني داراي سيستم مستقل Network Marketing هستند. مثل فروشگاههاي زنجيرهاي. 25 سال پيش چيزي به نام «فروشگاههاي زنجيرهاي» وجود نداشت. امّا در اواخر سال 1990 به يک تجارت 700 ميليون دلاري در کل جهان تبديل شد. امّا اين کار سرمايه زيادي نياز دارد. براي شروع اين کار سرمايهاي در حدود يک ميليون دلار لازم است و پائينترين سرمايه براي اين کار در حدود ده هزار دلار است، در حالي که هيچ تضميني هم براي موفقيت وجود ندارد. در 50 سال اخير کمپانيهاي فروش و عرضه مستقيم رشد و گسترش قابل توجهي داشتند، که دهها ميليارد دلار درآمد در پي داشته است. امّا بعضي از اين کمپانيها بر بازار فروش سرد تکيه دارند. فروش جنس به غريبهها، فروش سرد. و شايد اين سختترين کار در دنيا باشد! شايد شما به سختي در فشار باشيد تا بتوانيد اعتبار و سود کمپاني و خودتان را افزايش دهيد، امّا در Network Marketing شما همه زمينههاي ممکن و موجود را در اختيار داريد. با Network Marketing شما ميتوانيد با يک سرمايهگذاري نرمال تجارت خودتان را داشته باشيد، که در اکثر موارد در حدود 500 دلار است. و در Network Marketing معمولاً جنس در بازار گرم فروخته ميشود. مفهوم بازار گرم، يعني افرادي که شما آنها را ميشناسيد. افرادي که شما واقعاً دوست داريد، مفهوم جنس و خدمات جديد را با آنها قسمت کنيد. افرادي که به قضاوت شما اعتماد دارند. افرادي که حاضرند آنچه را که لازم است، بگويند، بشنوند.
تحقيقات نشان ميدهدکه زنان 35% کمتر از مردان در مشاغل مشابه دستمزد ميگيرند. زنان در بخش فروش Network Marketing داراي بيشترين سرعت رشد هستند. چيزي بيشتر از 60%. افرادي که بطور پارهوقت کار ميکنند. تحقيقات جديد به اين واقعيت اشاره دارد که بيشتر از 24 ميليون نفر از 120 ميليون نيروي کار در آمريکا، يا بصورت پارهوقت کا ميکنند، يا فقط يک شغل دارند.
همانطور که قبلاً هم گفته بودم، اوائل خرداد ماه امسال، يکي از دوستان مرا با طرح تجاري کمپاني Quest International ltd. يا آنطور که در ايران بيشتر معروف شده است، طرح تجاري شرکت Gold Quest آشنا نمود و بدين ترتيب وارد تجارتي بنام Network Marketing شدم. در اين چند ماه بيش از آنکه به دنبال سودرسي از اين طريق باشم، سعي نمودم که ابتدا با اين تجارت بيشتر آشنا شوم و اطلاعاتم را در زمينه اين تجارت، کمپاني اي که با آن مشغول بکار هستم و همچنين پلان کاري کمپاني بيشتر نمايم، تا گر تصميم به ادامه کار با اين کمپاني گرفتم، بتوانم کار را در مسير درست و منطقي اش انجام دهم. امّا متاسفانه يا شايد هم خوشبختانه اين چند ماه مصادف شد با دوران اوج مبارزه ايران با اين کمپاني! ولي به هر حال 4 ماه هم زمان کمي براي آشنايي با اين تجارت و کمپاني QuestNet نبود و توانستم اطلاعات زيادي در اين باره بدست آورم. حالا که مجلس شوراي اسلامي فعاليت اين کمپاني را در ايران ممنوع اعلام نموده است، فرصتي بدست آمد تا آنچه در اين مدّت يافته ام را بنگارم تا علاقمندان از آن بهره برند. بهتر است ابتدا از خودِ Network Marketing شروع کنيم و چارچوبهاي آنرا با هم مرور نمائيم تا بعد ببينيم که آيا کمپاني Quest International هم در ميان همين چارچوبها عمل ميکند يا خير. Network Marketing علمي است در حوزه بازرگاني و تجارت نوين و زير شاخه توزيع کالا و محصول به بازار. در تجارت سنتي براي توزيع کالا از توليدکننده به مصرف کننده، ناچار بودند که از واسطه ها کمک بگيرند. چرا که ابزاري وجود نداشت که مصرف کننده و توليدکننده را از راههاي دور به هم مرتبط نمايد. لذا توليدکننده پس از آنکه محصولي را توليد مي نمود، آنرا در اختيار حمل کنندگان، عمده فروشان، خرده فروشان، مغازه داران و ساير واسطه ها قرار ميداد، تا بتواند کالاي خود را به مشتريان عرضه نمايد. و در اين بين مسلماً درصد بسيار هنگفتي توسط واسطه ها روي قيمت اوليه محصول کشيده ميشد. امّا به تدريج با ظهور علم الکترونيک و کامپيوتر، و همچنين بوجود آمدن تکنولوژيهايي همچون اينترنت، ابزاري فراهم آمد که بوسيله آن توليدکنندگان مي توانستند با افراد سراسر دنيا ارتباط برقرار کنند، بدون آنکه در اين بين واسطه اي وجود داشته باشد. از سوي ديگر تحقيقات نشان ميداد که از هر چهار نفر، سه نفر کالاي مورد نياز خود را از مارکي انتخاب ميکنند که دوستشان پيشنهاد نموده است. يعني هزينه هاي هنگفت تبليغات در رسانه ها در برابر يکبار پيشنهاد يک دوست، به پشيزي نمي ارزد! با جمعبندي دانسته هاي فوق، موج جديدي در تجارت به راه افتاد و منجر به ظهور انقلابي در عرصه توزيع کالا شد با نام Network Marketing يا بازاريابي شبکه اي. هدفِ Network Marketing اينگونه تعريف شد:توزيع و رساندن کالا از توليدکننده به دست مصرف کننده، به گونه اي که در اين بين هيچ واسطه تجاري اي، جز خودِ مشتريان وجود نداشته باشد. يعني توليدکنندگان تصميم گرفتند که کالاهاي خود را به کمک مشتريانِ خودشان به فروش برسانند. براي رسيدن به اين هدف، هر کمپاني اي طرحي مخصوص به خود طراحي نمود و آنرا به اجرا گذاشت. آنچه که در اکثر اين طرحها مشترک بود، اينکه مشتريان، محصولات را مستقيماً از توليدکنندگان خريداري مي نمودند، و توليدکنندگان در کنار فروشِ محصول به مشتريان اين فرصت را نيز به آنان ميدادند که وارد طرح بازاريابي شرکت شوند. يعني محصولات شرکت را به دوستان و آشنايان خويش بشناسانند، تا در صورتيکه آنها هم از اين محصولات خريد کردند، بتوانند از شرکت مبلغي را بابت حقِّ معرفي بگيرند. مسلماً بدون چنين پيشنهادهايي مشتريان رغبتي براي معرفي محصولات شرکت به آشنايان خود نداشتند و رسيدن به هدف حذف واسطه ها غيرممکن مينمود. چرا که توليدکننده مجبور ميشد باز هم براي معرفي کالاهاي خود، مبالغ هنگفتي را بابت تبليغات بپردازد و همين امر موجب بوجود آمدن واسطه ميشد.
بطور کلّي ميتوان اعم چارچوبهاي علم Network Marketing را با در نظر گرفتن تعريف کلّي ـ که در بالا آمد ـ در گزينه هاي زير خلاصه نمود: 1-کمپاني توليدکننده بايستي بصورت Global Market و جهاني فعاليت نمايد. چرا که اگر محدود به کشوري خاص يا منطقه اي محدود باشد، امکان اشباع و ورشکستي کمپاني وجود دارد. 2-محصولات توليدي بايستي واقعي، فيزيکي و با ارزش واقعي باشند. محصولات بايستي در همان ابتدا به مشتري تحويل داده شوند و نبايستي هيچگونه شرطي براي تحويل دادن محصول وجود داشته باشد. همچنين قيمت محصولات بايستي براساس استانداردهاي جهاني باشد. 3-توليدکننده نبايستي مشتري را وادار به وارد شدن به طرح بازاريابي نمايد. مشتري آزاد خواهد بود که در هنگام خريد محصول، يک کد رديابي نيز از کمپاني بگيرد تا در صورت تمايل وارد طرح بازاريابي کمپاني شود و از کمپاني پورسانت بگيرد. کمپاني نبايستي براي دادنِ کد رديابي به مشتريان بطور مستقيم يا غيرمستقيم از آنان پولي دريافت کند. 4-پورسانتهاي مشتريان بايستي از گردش مالي توليدکننده تامين گردند نه از گردش مالي مشتريان. يعني توليدکننده بايستي پورسانتها را از مکان سودهايي که از طريق فروش محصول يا ساير سرمايه گذاري ها بدست مي آورد تامين نمايد. و اين چنين شد که پس از بررسيها معلوم گرديد که از حدود 14000 کمپاني که ادعا مينمودند بصورت Network Marketing فعاليت ميکنند، تنها حدود 3000 کمپاني در چارچوبهاي صحيح و درست اين صنعت فعاليت ميکردند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/11/05ساعت 0:58 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هدف از راه اندازی این وبلاگ ارائه تصویر روشنی از نت ورک مارکتینگ وبازار یابی شبکه ای ونشان دادن راههای پولدار شدن از طریق فعالیت سالم اقتصادی است. امتحان کنید ..من قول میدم اگه به هر کاری اصولی بپردازید به قله موفقیت دست خواهید یافت...
|
| پیوندهای روزانه |
|
استفتا مروری بر تجارت الکترونیک تقویم سال 85 لپ تاپ مجانی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|