تبليغاتX
تجارت الکترونیک ( دیروز- امروز- فردا )
نت ورک مارکتینگ پنجره ای به آینده روشن اقتصاد خانواده

کلیپ قشنگ با صدای داریوش

قاتل حرفه ای محسن چاوشی

وقتی رفتی

کلیپ برو برو از محسن یگانه

کلیپ زیبا از بنیامین آهنگ تورو بیادم میارم

کلیپ قشنگ بامشاد

 گربه آوازه خوان

این هم کلیپ دی جی علی

تو اونی سیمین غانم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/28ساعت 10:35  توسط رضا | 
 
روزي آلآغ يك مزرعه دآر دآخل چآهي آفتآد و شروع كرد به سرو صدآ كردن،صآحب آلآغ كه نمي‌دآنست چگونه آلآغ رآ آز چآه بيرون بكشد، بعد آز مدتي فكر كردن بآ خود گفت:
« چآه كه آب ندآرد و در نهآيت بآيد پر شود: آلآغ هم كه پير آست بنآبرآين بيرون آوردن آلآغ هيچ سودي ندآرد».
 صآحب آلآغ  تصميم خود رآ گرفته بود، آز جآ بلند شد و به سرآغ همسآيگآنش رفت و آز آنهآ خوآست تآ در پر كردن چآه به آو كمك كنند تآ آلآغ بيچآره بيشتر آز آن عذآب نكشد.
هر كدآم آز همسآيگآن نيز بآ بيلي در دست شروع به ريختن خآك به درون چآه كردند.
بآ ريخته شدن خآك به درون چآه آلآغ شروع به بي‌قرآري كرد و خود رآ به ديوآره‌هآي چآه مي‌زد و بآ صدآي بلندي عر و عر مي‌كرد. آمآ بعد آز مدتي ديگر صدآيي آز آلآغ نيآمد. چه آتفآقي آفتآده بود، آيآ آلآغ بيچآره وآقعآً زنده به گور شده بود يآ قضيه چيز ديگري بود..
 صآحب آلآغ وقتي ديگر صدآي آلآغش رآ نشنيد به درون چآه نگآه كرد و در كمآل تعجب ديد هر بآر كه خآك به چآه ريخته مي‌شود آلآغ خآك رآ آز پشت خود مي‌تكآند و روي آن مي‌آيستد. بآ آين كآر آلآغ توآنست بآ تكآندن خآك آز روي خود و آيستآدن روي لآيه‌هآي جديد خآك به دهآنهء چآه برسد و موجب شگفتي صآحب خود و همسآيگآن شود.
آنسآن هم در زندگي بآ مشكلآت و مسآيل (همآن خآكي كه روي آلآغ ريخته مي‌شد)
زيآدي روبرو مي‌شود. آمآ كسي آز آين مشكلآت سربلند و پيروز بيرون مي‌آيد
كه نگذآرد آنهآ آو رآ آز پآي درآروند و زندگي رآ برآي آو مختل كنند.
آنسآني پيروز آست كه آز مشكلآت به نفع خود آستفآده كند
و بآ غلبه بر مشكلآت (آيستآدن روي خآك) رآه نجآت خود رآ پيدآ كند.
همهء مآ آز چآه مشكلآت نه بآ دست روي دست گذآشتن و تمآشآي زنده به گور شدن خود،
بلكه بآ تسليم نشدن در برآبر آنهآ رهآيي مي‌يآبيم
و به زندگآني پرنشآط و موفقي دست پيدآ مي‌كنيم
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/23ساعت 13:39  توسط رضا | 
 
 
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
 
چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
 
 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.
 
 
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
 
 
در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."
 
"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
 
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
 

"
سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است.
 
مراسم چهارشنبه سوري 
 
بوته افروزي 
در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من 
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 
 
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"
هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.

در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.
مراسم كوزه شكني 
مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: "درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه "و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي، روز 21 دسامبر ( 30 آذربه عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد . ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت.
 
   قاشق زني
 
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.
 
آش چهارشنبه سوري  
خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.
 
تقسيم آجيل چهارشنبه سوري
 
زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند.
به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.
 
 
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است.
 
 
امید وارم چهارشنبه سوری بهتون خوش بگذره

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/23ساعت 11:50  توسط رضا | 

***********************************

شاید برای بسیاری از خوانندگان نام هایی همچون پنتاگون- گلدکوئست – مستر کارت و ... آشنا باشد.

متاسفانه آشنایی با چنین نام هایی با واژه نت ورک مارکتینگ هم پیوند خورده است !

به عبارتی همه این شرکتها ادعای راه اندازی سیستم ای با امکان فروش محصول و بازاریابی شبکه ای برای اعضا را داشته و دارند ولی آیا مخالفتهای دولت و بسیاری از مال باختگان با این شرکتها را می توان به بد بودن تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکه ای ربط داد؟

آقای دکتر کاتوزیان ( حقوق دان نماینده محترم مجلس و پرچمدار نهضت مبارزه با سیستم های هرمی در ایران)  همگام با تمام قانون گذاران سراسر دنیا بازاریابی شبکه ای را مفید می دانند ! ولی بازاریابی هرمی را غیر قانونی ، مخل اقتصاد مملکت  و روابط اجتماعی حاکم بر آن می دانند .

اما چگونه در این بازار مکاره می توان سره از ناسره تشخیص داد؟

جواب این پرسش را قبل از تصویب مجلس محترم شورای اسلامی ، کمیته فدرال بازرگانی (FTC) داده است و حد و مرزهای تشخیص تجارت هرمی را اعلام نموده است.

شبکه های هرمی بصورت کاغذ و بدون نیاز به کامپیوتر و اینترنت قابل پیاده سازی هستند ولی با گسترش اینترنت کلاهبرداری ها هم با پرستیژ و عنوان دار شده و این شبکه ها طعمه های نا آگاه خود را به لقب بازار یاب اینترنتی مفتخر می نمایند .

اما قبل از پرداختن به بحث شبکه های هرمی لازم می دانم ابتدا اما قبل از اینکه مفهوم  تجارت الکترونیکی به سبک هرمی را مورد کنکاش قرار دهیم می بایست به مفهوم Network Marketing و E-Commerce  بپردازیم .

پس از انقلاب اطلاعاتی در سال 1990 میلادی که پنج سال بعد  با عرضه مایکروسافت ویندوز 95 با شتاب بی سابقه ای در سراسر دنیا طی طریق می نمود ،ایده استفاده از اینترنت در کسب و کارها شاید جزو اولین مسائلی بود که ذهن ها را به خود مشغول کرد.

از آن روز تا حالا بشر به پیشرفتهای زیادی در این زمینه دست یافته که می توان به حل معضل پرداخت پول بصورت آنلاین ، برقراری امنیت در جریان پرداخت ها و ... نام برد که می توان به سایت eBay که در حال حاضر رتبه فروش اول را در دنیا در اختیار دارد به عنوان نمونه بارز این پیشرفت اشاره نمود .

 جالب است که بدانید پدید آورنده این سایت یک ایرانی است به نام آقای پیرامیدیار که ثروتمند ترین مرد ایرانی نیز می باشد و کتاب زندگی نامه ایشان را می توانید از کتابفروشی ها تهیه نمایید!

به عمل خرید و فروش در اینترنت تجارت الکترونیکی گفته می شود و فرق آن با تجارت سنتی فقط در استفاده از اینترنت ( به عنوان یک ابزار ) می باشد .

حال که خرید و فروش در محیط اینترنت میسر است بطبع بازاریابی از طریق اینترنت هم میسر است .

بازاریابی از طریق اینترنت بازاریابی اینترنتی (شبکه ای) نام دارد و فرق آن با بازاریابی سنتی فقط در استفاده از اینترنت (به عنوان یک ابزار) می باشد .

پر واضح است کسانی می توانند در اینترنت کسب و کار موفقی داشته باشند که در کسب و کار سنتی هم با تجربه باشند . چنین افرادی می توانند از ابزار اینترنت در جهت رونق کارشان استفاده کنند . بنابراین صرف راه اندازی تجارت در اینترنت برای کسی سودی نخواهد داشت چرا که تجربه محیط غیر مجازی و واقعی سنتی است که ابزارهای موفق را می تواند در اختیار بازرگانان و تولید کنندگان قراردهد .

همانطور که تجارت الکترونیک برای کسانی که تجارت سنتی را تجربه نکرده اند سودی در بر ندارد ، بازاریابی شبکه ای هم برای کسانی که بازاریابی سنتی را تجربه نکرده اند سودی ندارد .

بازاریاب شبکه ای ، بازاریابی است که علاوه بر کسب تجربه و علم بازاریابی از ابزار اینترنت در جهت پیشبرد اهدافش استفاده می کند اما براستی چند نفر از طعمه های شبکه های هرمی قبل از عضویت بازاریابی یک کالا را انجام داده اند و اگر هم این کار را کرده اند با دنیای کامپیوتر و اینترنت چقدر آشنایی داشته اند که می خواهند از این ابزار پیشرفته که هنوز فرهنگ استفاده از آن کامل جا نیفتاده است استفاده کنند ؟!!!

آیا صرف خرید یک کالا و داشتن امکانات اینترنتی برای موفقیت کافی است ؟

آیا امید واهی به کسب درآمدهای آنچنانی در ظرف مدت کوتاه از نظر عقلی منطقی بنظر می رسد؟

اما شبکه های هرمی برای به دام انداختن طعمه خود داستان جالبی تعریف می کنند که چکیده آن به شرح زیر است :

در این مدل شما تنها یک مشتری ساده نیستید که از سایت خرید می کند و پس از دریافت کالایش کارش با سایت تمام می شود.

شما پس از اولین خرید (و در بعضی پلانها پس از پرداخت حق عضویت) در یک درخت مجازی صاحب یک نود (Node) می شوید و با معرفی افراد دیگر به سایت به گسترش درخت کمک می کنید .

پر واضح است که در اثر فعالیت مشتری سایت دارای مشتری های بیشتر و در نتیجه سود بیشتری می گردد اما اینکاربرای مشتری  چه سودی در پی دارد؟

برای پاسخ به این سئوال باید اول  به یادآوری یک حکایت کوتاه بپردازم .

می گویند سالها پیش در کشور هند وزیر زیرک و باهوشی می زیست که مدیریت بسیار قوی ای بر کشور حاکم کرده بود و البته مثل زنده یاد امیر کبیر خودمان هم مخالفان خاص خودش را داشت .

خلاصه اینکه در جریان یک توطئه شاه تصمیم به خلع منصب او می گیرد ولی به پاس خدمات اش به او اجازه می دهد که به عنوان سنوات بازنشستگی و حق بیمه و ... (این حکایت را زیاد جدی نگیرید!!!) از مقام شاهنشاهی چیزی بخواهد .

وزیر زیرک در جواب از شاه خواهش می کند که به ازای خانه های  صفحه شطرنج به او دانه برنج بدهد ! به این صورت که به ازای خانه اول یک دانه برنج ، خانه دوم دو برابر خانه قبلی (یعنی 2 دانه ) و همین طور الی آخر ( 4 دانه – 8 دانه – 16 دانه و ...) . شاه هم طی یک حکم ملوکانه دستور پرداخت را صادر می کند و وزیر می رود .

 اما حکایت ما به اینجا ختم نمی شود چون چند روز بعد مامور حسابدار شاه خدمت می رسد و عرض می کند که شاه دستور پرداخت چند برابر کل برداشت محصول برنج سالیانه کشور را به وزیر داده اند و این امر فعلا محال است!(استفاده از ماشین حساب برای اینکه خودتان به نتیجه حسابدار شاه هند برسید اکیدا توصیه می شود!)

بنابراین شاه مجبور شد که بیخیال بازنشستگی وزیر بشود و محترمانه او را سر کارش برگرداند!

قصه خانه های شطرنج از آن روز به بعد  فقط در حد این حکایت باقی نماند .

ریاضی دانهای بسیاری روی توانهای عدد 2 کار کردند و روابط ریاضی بسیار جالبی را بدست آورده اند .

خوب است بدانید که متاسفانه سلولهای سرطانی دقیقا به همین صورت گسترش پیدا می کنند ، اوایل در بدن فقط یک سلول ایجاد می شود ، بعد این سلول دو سلول دیگر را مثل خودش می کند و ... .

بافت ملکولی  بسیاری از مواد طبیعت اینگونه است وحالت شبکه ای دارد.

در کشور سنگاپور بزرگترین برج جهان به نام میلینیوم در حال  ساخت است که دقیقا از ساختار هرمی برای استقامتش استفاده می کند و طراحی اش مثل اهرام ثلاثه مصر است (البته با شیب کمتر و ارتفاع بیشتر) .

بگذریم ، به بحث خودمان برگردیم !

 اما چه باید گفت ؟

همه قصه همین بود ، یعنی در مدل هرمی تجارت الکترونیکی براساس یکسری محاسبات که به Plan Payment معروف است در ازای گسترش درخت پول می گیرید ، البته همانطور که حدس می زنید در شروع کار مثل خانه های شطرنج ، برنجی که به شما پرداخت می شود شکم گنجشک را هم سیر نمی کند چه برسد به شما!

 ولی پس از گذشت چند گردش زمانی اتفاقی که منتظرش بودید به وقوع می پیوندد و سود سرشاری نصیبتان می شود .

البته پدید آورندگان این درختها( با توجه به روابط ریاضی که بر سود گسترش درخت با هزینه پرداخت حق مشتری ها برقرار است) یک حد پریود زمانی (Max Out Time Period) و یکسری محدودیتهای پرداختی (Payment Max Out)  جهت کنترل کار برقرار می کنند تا ضرر نکنند .

داستان را شنیدیم!

ولی آیا شما می توانید به خودتان و دیگر افراد زیر شاخه تان مطمئن باشید که از پس معرفی ها برآیید؟

قطعا کالایی که باید قبل از ورود به این شبکه ها خریداری کنید باید شرایط خاصی داشته باشد تا همه به راحتی آن را تهیه کنند !

خوب شما چی دوست دارید؟

طلا ؟ الماس ؟ دیکشنری ؟ . . .

البته همه اینها خوبند ولی به شرطی که قیمت آنها حداقل معادل قیمت بازار باشد و از نظر کیفیتی هم بدرد بخور باشند و اگر روزی خوشتان نیامد حداقل به نصف قیمت بتوانید بفروشیدشان!!!

اما وقتی که از محصول این شبکه ها ایراد گرفته می شود که چرا گرانند یا . . . می گویند شما به محصول چکار دارید! فکر این را کنید که چه پول هنگفتی در انتظار شماست ( طبق فرمول ریاضی ای که برایتان ثابت کردیم !) و یا اینکه ورود شما به این شبکه مستلزم آموزشهایی است که رایگان توسط سر شاخه ها به شما داده می شود و شما از یک کارمند کوچولو به کسی که رئیس خود می باشد Upgrade می شوید!

لذا طبق قانون جمهوری اسلامی و FTC  ، محصول اولین شاخصه هرمی بودن این شبکه ها است!

حتی بعضی از کلاهبرداران حرفه ای تر قبل از راه اندازی چنین هرمی یک محصول تولید می کنند و در حالی که مشابه آن در بازار به قیمت مثلا 100 تومان موجود می باشد آن را با مارکX  به قیمت 200 تومان بصورت امانی یا ... در اختیار چند مرکز فروش قرار می دهند و بعد در سیستم هرمی خود به قیمت 190 می فروشند و تازه ادعای ارزانتر بودن نسبت به قیمت بیرون را هم دارند!

بگذریم !

البته استفاده از علم و روابط ریاضی در نحوه پورسانت دهی هیچ اشکالی ندارد ولی موضوع اینجاست که بازاریابی یعنی فروش محصول به هر شکل نه اینکه شما سر مردم کلاه بگذارید و تعداد آدمهایی که سرشان کلاه رفته است را برای شما شمارش کنند و بگویند به ازای هر 3 نفر در سمت چپ و 3 نفر در سمت راست ما اینقدر می دهیم!

پورسانت دهی بر اساس ورود افراد بجای فروش محصول دومین شاخصه این شبکه هاست !

این دو شاخصی که عرض کردم طبق قوانین بین المللی (و ایرانی ) به عنوان هرمی بودن شبکه ها در نظر گرفته می شود.

علاوه بر این امکان بازاریابی کالاها برای افراد خارج از سیستم و یا فروش به افراد خارج از سیستم نیز باید بصورت واقعی (نه ظاهر سازی) امکان پذیر باشد.

حق عضویت و دریافت وجه از کسانی که مایل به خدمت به فروش محصولات یک شرکت از طریق بازاریابی و ... می باشند نیز کاملا بی معنی و قابل تامل است .

 

نتیجه گیری :

تجارت الکترونیکی از شاخصه های انقلاب اطلاعاتی است و در تمام دنیا مورد تایید و استفاده می باشد .

بازاریابی شبکه ای در ایران و سایر کشورهای دنیا امری کاملا پذیرفته شده و قانونی است و کسانی که بازاریابی شبکه ای به عنوان شغل اول یا دوم آنها مطرح است افرادی با قابلیت بازاریابی سنتی و کاربران خبره کامپیوتر و اینترنت هستند .

شبکه های هرمی  منسوخ و غیر قانونی در ایران و تمام دنیا می باشد و 2 شاخصه اصلی برای شناسایی این شبکه ها به شرح زیر است :

Pyramid schemes, as currently defined by the Federal Trade Commission (FTC) -- and in many state laws -- are plans which

1.        "concentrate on the commissions you could earn just for recruiting new distributors," and which

2.        "generally ignore the marketing and selling of products and services."

1-    پورسانت دهی بر اساس ورود افراد جدید یا بازاریابان جدید به سیستم بجای فروش کالا و محصولات .

2-    محصول قابل قبول و تجارت خاصی روی آن کالا نداشته ، صرفا به ارائه محصولات یا خدمات مشکوک به فایده برای کاربران می پردازند .

 

بررسی بیطرفانه  نظریات مخالفان تجارت الکترونیکی و بازاریابی شبکه ای

 

در این بخش می خواهیم عقاید مخالفان را مورد بررسی قرار دهیم و با چشمانی باز و بدبینانه به موضوع نگاه کنیم! البته عموم نظرات این بخش مربوط به تجارتهای هرمی است! به عبارتی در ایران (تا لحظه نوشتن این متن) بجز تومان شاپ هیچ سایتی اقدام به راه اندازی سیستم تجارت الکترونیک پیشرفته با امکان بازاریابی شبکه ای برای مشتریان خود ننموده است!منتها بدلیل شباهت کمی که در  کسب درآمد از طریق نمایندگی ها ی این سایت به چشم می خورد و بحث Multi Level Marketing لازم دیدم بازاریابان فهیم تومان شاپ و عزیزانی که مایل به بررسی تفاوتهای بازاریابی شبکه ای با بازاریابی هرمی می باشند را از این طریق یاری رسانم.

 ضمنا جا دارد این نکته را هم عرض کنم که بر خلاف آنچه که خیلی ها تصور می کنند بنده به عنوان پدید آورنده این سیستم ، بدلیل موافقت با برخی عقاید مخالف تا کنون در هیچ درخت یا سیستمی غیر از این سیستم  شرکت نکرده ام !!!هدف از این بررسی ، حمله به شرکت خاص  یا درخت خاصی نیست .

در مدل بازاریابی این سایت هر ایرانی  حق عضویت رایگان دارد و برعکس بعضی از پلن ها کاربران ما حق دارند در هر درخت دیگری نیز فعالیت کنند بنابراین نیازی به تیشه به ریشه زدن درختان دیگر برای بقا نداریم ولی هر کس حق این را دارد تا آزادانه و مستدل نظر خود را بیان کند لذا امیدوارم دوستانی که در پلن گلدکوئست ، الماس و ... فعالیت می کنند (از جمله خواهر خود بنده!) ناراحت نشوند و البته اگر جوابی دارند ارسال کنند تا متن را تصحیح نمایم .

 

 

نظر شماره 1- اینکار از نظر اسلام حرام است !

 

جوابیه :

از نظر اسلام خرید و فروش یا معامله ای که در آن جنس مورد معامله کاملا مشخص نباشد ، همچنین خرید و فروش نجاسات و معاملاتی که در آن غش است (مثل فروش شیر مخلوط با آب به عنوان شیر صد در صد خالص) باطل و حرام می باشد .همچنین معامله با دیوانگان ، کودکان نا بالغ باطل است و ... .

بنابراین سیستم هایی که بر اساس دریافت حق عضویت می باشند چون عملا جنس مورد معامله ای وجود ندارد حرام می باشند . از این رو مدل پنتاگون که صرفا بر اساس حق عضویت فعالیت می کرد غیر شرعی تشخیص داده شد .

بعد از شکست پنتاگون در ایران افراد بسیاری اقدام به راه اندازی یک مدل درختی مثل پنتاگون نمودند که ماهیتا تفاوتی با مدل پنتاگون نداشت ولی از  حق عضویت کمتری برخوردار بود و حق پرداخت مشتریان مستقیما توسط مشتریهای زیر شاخه پرداخت می شد و ... که بدلیل گفته شده غیر قانونی تشخیص داده شدند و سریعا توسط دولت نابود گردیدند .

پس از این تجربه تلخ بود که شرکت گلد کوئست دریافت که برای راه اندازی یک تجارت قانونی و پایدار (با توجه به اینکه در مدل کاری اش جنس مورد معامله صریحا مشخص و معلوم بود ) باید ذهنهای منفی ای  که حرام بودن روش های قبلی را معادل با حرام بودن تجارت الکترونیکی هرمی می دانستند را مستدلا مثبت نماید .

برای این منظور پس از شرح نحوه معامله به مراجع بزرگ کتبا تاییدیه حلال بودن را دریافت کرد و حتی پا را از این نیز فراتر نهاد و به ضرب سکه طلای امام خمینی به عنوان یکی از محصولاتش پرداخت .

گلد کوئست بعدها بدلیل داشتن شاکی های خصوصی زیاد (که غالبا از عدم دریافت بموقع  حق پورسانت و یا کالایشان ناراضی بودند و ...) و سر و صدای زیادی که روزنامه ها و رساناها براه انداختند عملا نزد مردم کم اعتبار شد و سایتش توسط مخابرات فیلتر گردید.

 

نتیجه گیری :

 هر نوع تجارتی که در آن اصل جنس مورد معامله  مشخص نباشد حرام است حالا این معامله در سطح اینترنت و بصورت الکترونیکی باشد و یا بصورت ارسال کاغذ و ... در هر صورت حرام است و این ربطی به تجارت الکترونیکی و یا تجارت الکترونیک ندارد .

 

نظر شماره 2 – این نوع تجارت در ایران باعث خروج ارز از مملکت و فلج شدن اقتصا د می شود !

 

شرح نظر :

تاکنون در دنیا این نوع تجارت بصورت کاملا یکطرفه توسط پدیدآورندگان آن پایه ریزی شده!

 برخی پلن ها که اصلا کالایی به مشتری نمی دهند و صرفا بصورت حق عضویتی کار می کنند و برخی دیگر که داعیه فروش کالا دارند مثلا جنس طلایی را که یکی از بانکهای کشور X به مبلغ 250 دلار ضمانت کرده را در حدود 1000 دلار می خواهد بفروشند با این توجیه که چون تعداد ضرب این کالا محدود است بعدا خیلی گران می شود و اینکه شما کالا نمی خرید دفتر فروش کالا و راه اندازی یک بیزنس را دارید می خرید و ... . حالا اینکه بعد از خرید چند ماه طول می کشد تا همان جنس به دست مصرف کننده برسد و ... خودش حکایتی است .

به هرحال واقعیت این است که این نوع تجارت به ازای هر نفری که وارد آن می شود چند صد  دلار از کشور خارج می شود .

اما موضوع فقط این نیست ، در کشوری که حقوق سرانه مردم پایین است ، این پول با زحمت تهیه می شود به عبارت دیگر مردم از خرج تحصیل و خوراک و پوشاک و ... می زنند تا بتوانند به این کار دست بزنند بنابراین بخشهای دیگر اقتصادی هم مشتریانشان را تا مدتی از دست می دهند و آنها هم ضرر می کنند .

در مجموع  این نوع تجارت شاید برای برای خود خارجی ها خوب باشد و نسخه آنها برای ما درمان که نیست هیچ ! سردرد هم می آورد .

 

بشنوید جوابی که فعالان این درختها به این انتقاد می دهند :

 

 اولا:

 تجارت با خارجی ها که جرم نیست و در دنیای امروز که دهکده جهانی می نامندش این نوع نگاه خیلی عقب مانده است و تازه شما پولی را که بابت ورود به سیستم می دهید خروج ارز از مملکت می بینید ولی سودی که چند برابر به مردم بر می گردد را ورود ارز به مملکت نمی دانید؟!

وقتی در کشور کار کم است عملا افراد فعال در حال کسب درآمد از خارج از مرزهای جغرافیایی ایران هستند پس به نوعی این تجارت کمکی هم به دولت است که برای ایجاد یک شغل باید میلیونها تومان سرمایه گذاری کند .

دوما:

 این تجارت با این سبک اگر تازه به ایران وارد شده ، سالها پیش در کشورهای دیگر گسترش پیدا کرده و دارد    می کند.

 آیا این کشورها اقتصادشان فلج شده و یا اینکه فلج شدن اقتصاد یک مملکت و یا رونق آن به پارامترهای دیگری بستگی دارد ؟

 

 نظر شماره 3 – تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکه ای در کشور متولی ندارد و شرکتهای خارجی هم در ایران نمایندگی ندارند پس این کار فعلا قابل انجام و قابل اطمینان نیست !

 

 

شرح نظر:

پیاده سازی تجارت الکترونیکی به سبک هرمی خیلی پیچیده است و در دنیا فقط چند شرکت هستند که توانسته اند واقعا این کار را پیاده سازی کنند پس :

اولا آنچه که در ایران تا حالا عرضه شده از استحکام لازم برخوردار نیست و در نتیجه قابل اطمینان نیست.

 ثانیا چون شرکتهایی که دارای این تکنولوژی هستند، یا نحوه فعالیتشان از نوع حرام است، و یا به هر دلیل دیگر (از جمله تحریم اقتصادی ایران) در ایران نمایندگی ندارند لذا متولی برای آنها در ایران وجود ندارد و در صورت بروز مشکل هیچکس در کشور پاسخگو نیست بنابراین این نوع تجارت بدرد ایران فعلا نمی خورد.

چندی پیش شرکت مسترکارت پلن درختی فروشش را راه اندازی کرد و اتفاقا در ایران هم عاشقان تجارت هرمی را به سوی خود کشید. ولی دیری نپایید که مستر کارت ضد حال اش را زد وملت تازه فهمیدند که تحریم اقتصادی یعنی چه؟!

قضیه هم اینطور عنوان شد که نماینده مستر کارت در کشور X به ایرانیها بدون اجازه مستر کارت کارت داده ! و ...

خلاصه شیر تو شیری شد و اونهمه زحمتی که یکسری برای مستر کارت کشیدند یکجورایی مالیده شد! البته بماند که هنوز هم یکسری خودشون به خواب زده اند و دارند فعالیت می کنند ولی مستر کارت اگر بخواهد حال بدهد هم نمی تونه چون عمو سام بدجوری حالش و می گیره حالا هی شما بنویسید تو هند هستید ! تو دبی هستید! و ... !

بابا جون اینقدر خودتون و ایرانتون جلو اینا کوچیک نکنید صبر کنید تحریم که بر داشته بشه اونوقت اونان که می افتن به التماس.

 

نظر شماره 4 – لازمه موفقیت در این نوع تجارت صرف زمان زیاد است و فاتحه کشوری را که دکتر و مهندس هایش دنبال جلسات معرفی (Present) و ... هستند را باید خواند!

 

 شرح نظر:

این نظر در حقیقت دو انتقاد اساسی در دو موضوع مختلف است .

 یکی باز ماندن از کار واقعی به دلیل ماهیت این نوع تجارت و دیگری نا پاک بودن ماهیت این تجارت بخاطر دریافت پولهای کلان بصورت بی زحمت! لذا مجبورم که جوابهایم را بصورت مجزا خدمتتان عرض نمایم .

در مورد بخش اول این انتقاد که گفته شده " لازمه موفقیت در این نوع تجارت صرف زمان زیاد است "

لازمه موفقیت نه تنها در این نوع تجارت بلکه در هر کاری که انسان در زندگی به عنوان هدف اش تعیین می کند ، تلاش- کوشش و صرف زمان است .

اما اینکه کسانی که وارد این بیزنس می شوند عملا برای موفقیت مجبور به ترک کار اصلیشان می شوند را اصلا قبول ندارم !

 به عبارتی اصل و ماهیت بازاریابی شبکه ای برعکس همه کارها است !

 شما برای واریز یک فیش بانکی باید از کارتان مرخصی بگیرید ، در ترافیک شهری و هوای آلوده تهران وقت صرف کنید تا به بانک برسید و تازه آنجا چقدر معطل می شوید خود داستانی است .

همه این مصایب مال زمانی است که شما پول درنمی آورید! می خواهید پول پرداخت کنید!

حالا بازاریابی یا هر شغلی که نیاز به تماس زیاد با مردم دارند بسیار کار مشکل تری می نماید . ولی بازاریابی شبکه ای یعنی استفاده از اینترنت و انجام امور بصورت الکترونیکی.

لذا یک دانشجو هم می تواند شبها بعد از درسش بجای چت کردن از پای کامپیوترش پول درآورد .

بنابراین حسن این تجارت و اتفاقا آنچه که باعث محبوبیت آن شده است جدا از مسائل مالی اش این است که اصلا مهم نیست شما چه شغلی دارید و یا چقدر گرفتارید و ... !

 در هر طبقه و از هر صنفی که باشید برای شما کار هست البته به شرطی که بازاریابی سنتی را بدانید و از کامپیوتر و اینترنت هم سر درآورید .

 

دربخش دوم این انتقاد به پول در آوردن بی زحمت آنهم با نگاهی خاص اشاره شده است که موارد زیر را( با اشاره به این مطلب که روی روال انداختن هر کسب و کاری نیاز به صرف وقت و کسب تجربه داشته ولی پس از مدتی در هر کاری دانه کاشته شده به بار خواهد نشست و در دوره موفقیت پول با زحمت بسیار کمتری نسبت به قبل به فرد رجوع می کند!) خاطر نشان می سازم.

 

چه بسیارند افرادی که قدر گوهر وجودیشان را نمی دانند و در دام اعتیاد و ... می افتند.

چه بسیارند افرادی که قدر سرزمینشان را نمی دانند و بعد از چند صباحی که در غربت به کار نون و آبداری مشغول می شوند نه تنها کمترین کمک هایی که می توانند به ملتشان ارزانی دارند را دریغ می کنند ، بلکه سعی می کنند اگر مجبورند جایی فارسی حرف بزنند ، طوری لهجه بگیرند و از کلمات غربی استفاده کنند که هیچکس چیزی نفهمد!

و چه بسیارند افراد بی هدفی که استعداد خدادای و حمایت های بی دریغ اطرافیانشان آنها را به عنوان نخبه های مملکت به مردم معرفی کرده ولی خودشان را هنوز پیدا نکرده اند و با بادی به این سو و آن سو می روند.

 

اما در قسمت دوم انتقادتان گفته بودید که این کار کثیف است چون از حاصل دسترنج زیر شاخه ها پول بی زحمت به بالادستی ها می رسد.

با توجه به شباهت این قضیه با بحث فروش از طریق نمایندگی های سایت خدمتتان عرض می کنم :

بنظر شما آیا کشاورزی که یک دانه گندم می کارد نباید خوشه ای با صد دانه گندم از آن دانه درو کند؟

آیا این راز هستی از نظر شما کثیف است؟

 آیا فکر می کنید در زندگی روزمرمان کاری را که می کنیم اگر مثبت باشد چند برابر به خودمان بر نمی گردد و بر عکس؟

خدای این جهان در قرآن کریم می فرماید من به مومنان چند برابر هر ثوابشان پاداش می دهم و تازه اگر گناهکاران از صمیم قلب توبه کنند گناهانشان را نه تنها می بخشم ، که تبدیل به ثواب می کنم !

اینکه ما چند صباحی در این دنیا زندگی می کنیم و بعد از مرگ تا ابد اگر بهشتی شویم چند برابر ثوابمان را در دنیایی دیگر برداشت می کنیم از نظر شما غیر منطقی است؟

آیا به نظر شما کسی که مثلا یکسال پیش به عنوان  کارش را شروع کرده و با مشقت بسیار خشت خشت خانه ای را ساخته ، امروز دیگران می توانستند در خانه او وارد شوند و استراحت نمایند؟

 قطعا جواب منفی است.

 همانطور که ما وجودمان را به پدر و مادرمان  مدیونیم ولی مادربزرگ و پدریزرگ مان را هم حتی شاید بیشتر از پدر و مادرمان احترام می کنیم (باید احترام کنیم) در حالی که آنها مستقیما ما را بوجود نیاورده اند!

 بگذریم !!!

اما به نظر شما این نگرش از کجا ناشی می شود؟

خانم کاترین پاندر در کتاب قانون توانگری (بهترین کتابی که در زندگی خوانده ام و آن را با ترجمه  زیبای خانم گیتی خوشدل اکیدا توصیه می کنم) قبل از معرفی و شرح قوانین اش به نکته ای جالب اشاره می کند.

و آن این است که می گوید من در شروع فعالیتم در جهت آموزش قوانین توانگری (ایشان کشیش بودند!) به نکته جالبی پی بردم و آن اینکه با وجود آنکه بسیاری از افراد از فقر می نالند و از زندگی فلاکت بارشان راضی نیستند ولی در اعماق وجودشان از پول و ثروت تنفر دارند !

بسیاری از این افراد انسانهایی مذهبی و با شرف هستند ولی در اعماق دلشان فقر خود را موجب نزدیکی به خدا می دانند و حتی شاید از اینکه این گونه هستند نسبت به توانگران احساس برتری می کنند!

خیلی ها حتی پول را کثیف می دانند و البته روایات زیادی را هم بلدند که به اعتقاداتشان صحه می گذارد مثلا این آیه انجیل که "اشراف به ملکوت داخل نگردند" که البته منظور افرادی است که بنده مالشان شده اند و با چسبیدن به زندگی اشرافیشان فقرا را استثمار می کنند  ولی آنها دیگر آیه هایی که نشاندهنده ثروت مسیح است را فراموش کرده اند مثلا این آیه که می گوید پس از تصلیب مسیح سربازان بر سر تصاحب تکه ای از پیراهن گرانبهای مسیح با هم می جنگیدند و ...(امیدوارم خودتان بقیه اش را بخوانید)

بله دوستان مشکل دقیقا همین جا است .

 ما فراموش کرده ایم که خلیفه خدا در زمینیم !

ما فراموش کرده ایم که مقام جانشینی در زمین یعنی چه !

 ما به روزمرگی طوری خو کرده ایم که اگر کسی سر برسد و بگوید آقا زندگی این نیست که شما از سر صبح تا بوق .. برای سیر کردن شکمت (و احتمالا پوشاندن همین شکم با لباسی زیبا بعلاوه خواباندن همین شکم در اتاقی با اجاره ماهی 150 هزار تومان!!!) به هر دری بزنی و آخرش هم بعد از اینکه جوانی ات را دادی ببینی حاصل عمرت شده چند تا بچه که یکیش خرج دانشگاه می خواهد ، یکی جهیزیه و عروسی ، یکی سرمایه برای کار و ... و تو دیگه نه آه در بساط داری و نه رمقی برای جون کندن!

درست مثل تهرانی ها! هر کس 10 سال تو تهران زندگی کرده باشه می دونه که جای بی دود و ماشین و شلوغی دیگه بهش نمی چسبه !

بگذریم!!!

بخاطر همین هست که خیلی ها اصلا از پولدار شدن می ترسند، اگر هم ببینند کسی به جایی رسیده احساس بدی بهش پیدا می کنند و فکر می کنند طرف فاسد شده!

 یا اینکه حتما از راه حرام به اینجا رسیده و گرنه اگر از راه حلال می شد چرا ما نرسیدیم؟!

اینها فراموش کردند که حضرت علی (ع) که گفته "برجی بنا نمی شود مگر آنکه حق مظلومی در پای آن پایمال شده باشد" صاحب بهترین نخلستانها بود و در زمان خلافتش هم که کل خزانه اسلام زیر دستش قرارداشت !

ایشان زمانی این خطابه را کرده که داشته در مورد بناهای  معاویه در شام صحبت می کرده ، قطعا بناهای با شکوهی را که معاویه بنا نهاد اینگونه بوده .

و اگر نه که هیچ مسلمانی حتی جرات ساختن یک ساختمان دو طبقه را هم نباید بکند (آخه ساختمان دو طبقه امروزی (با حداقل امکانات) در مقابل چادر ها و خانه های خشتی آن روزاز برج هم برج تره!!!)

اینها فراموش کرده اند پیامبری که دینشان را از او میگیرند بواسطه همسرش خدیجه جزو طبقه فقرا بوده یا متمولین قریش!

 ولی فرق این بزرگان با تازه به دوران رسیده های زمان ما این بوده است که پیامبر با آنهمه ثروت و موقعیت اجتماعی روی زمین خاکی مدینه می نشست و با بچه های یتیم بازی می کرد و علی (ع) به هنگام صحبت با برادرش شمع بیت المال را خاموش می کرد و شبها بصورت ناشناس به ایتام کوفه رسیدگی می نمود ولی تازه بدوران رسیده های ما پشت 206  تو بارون کسی را که سوار نمی کنند هیچ، آب لاستیکهای ماشینشان هم نوازش دهنده عابرهای بیچاره است!

مگر می شود کسی که فقیر است و زور سیر کردن شکم زن و بچه خودش را ندارد بتواند هر شب برای فقرا کیسه کیسه غذا ببرد؟!

 شاید بعضی بگویند  کمک های حضرت علی (ع) از ثروت شخصی ایشان نبوده مال بیت المال بوده!

خوب اگر اینجور بود ایشان چرا اینطوری مخفیانه عمل می کرد؟!

 یک روز صبح حکم حکومتی می کرد که مثلا x درصد از بیت المال حق فقرا و ایتام است و از این پس این افراد حق دارند از این پول برداشت کنند، تازه با اینکار فقرای شهرهای دیگر حکومتش هم به نون و نوایی می رسیدند نه فقط ایتام کوفه !

اصلا این طور نبوده که ایشان از بیت المال نصف شب چیزی بر دارد و بیاید به یک عده خاص بدهد (که در این صورت این کار ارزش که نداشت هیچ، گناه هم داشت)، از قضیه شمع خاموش کردن ایشان مشخص است که بیت المال حساب و کتابش محکم تر از این حرفها بوده .

 اصلا اینکه شب بصورت ناشناس اینکار را می کردند برای این بوده که کسی نشناسد ایشان را و نگویند برای خودنمایی دارد از مالش انفاق می کند.

بگذریم که این قصه سر دراز دارد!!!

 

         نتیجه گیری :

 

بقول کاترین پاندر :"فقر گناه است.فقر جهنمی زاییده کور بودن انسان در برابر نعمات بیکران خدا برای آدمی است. فقر تجربه ای ناپاک ، آزاردهنده و خوارکننده است.در واقع فقر نوعی مرض است و در موارد شدید ، نشانه جنون.

فقر سبب می شود که زندانها از دزدان و جنایتکاران پر شود.فقر انسانها را بسوی اعتیاد و فساد و فحشاء و خودکشی سوق می دهد.از کودکان پاک و باهوش، مجرم و بزهکار می سازد .

فقر باعث می شود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمی کرد .

... به این دلیل ، در مقام یک کشیش ، وظیفه خود دانستم که تا آنجا که در توان دارم به یاری مردم بشتابم و به آنها بیاموزم که چگونه گناه فقر را از زندگی خود ریشه کن کنند.

پزشکی می گوید اگر مشکلات مالی نبود مطب او همیشه خالی می ماند، زیرا بیشتر مردم به علت نگرانی و فشار و تنش مالی بیمار می شوند.

...

چنین برآورد کرده اند که نه دهم بیماریهای انسان ، ناشی از فقر و محنت و نکبت زاییده از فقر است.

بیایید این اندیشه را که فقر از فضایل است را یکسر کنار بگذاریم .

فقر گناهی معمول و مشترک است. اگر با تنگنا و تنگدستی زیسته اید، در تباهی بسر برده اید.

این نیز یکی دیگر از حقایق تکاندهنده درباره توانگری است . اما لازم نیست به زندگی در تباهی ادامه دهید.

زیرا این مسئله راه حل دارد."(کتاب قانون توانگری صفحات 12-13 که دانستن راه حل را با مطالعه این کتاب ارزشمند به همه توصیه می کنم)

خداوند این دنیا را با تمام موجودات و برکاتش برای انسان خلق کرده و او را بر تمام موجودات عالم برتری داده تا رسالتی را (رسالتی که کوهها از پذیرفتنش سر باز زدند) بپذیرد و در این راستا همه ابزار توانگری را نیز در اختیارش قرار داده است !

متاسفانه بسیاری از دینداران ما حتی در آیه ای که روزی 10 بار در هفده رکعت نمازشان می خوانند هم ذره ای تفکر نمی کنند "صراط الذین انعمت علیهم ".(ما را به راه کسانی که به آنها نعمت دادی رهنمون ساز!!!)

 

نظر شماره 5- ایده تجارت الکترونیکی جالب است ولی با توجه به اینکه خیلی ها اینترنت ندارند و از طرفی توضیح کامل این قضیه برای مردم مشکل است کار سخت وپیچیده ای است بنابراین فقط یک عهده خاص می توانند در آن موفق باشند.

 

جوابیه :

 قطعا یک خانم خانه دار 50 ساله که کامپیوتر هم ندارد نمی تواند براحتی کسی را متقاعد به حضور در پلنی مثل گلد کوئست کند و حتی شاید حوصله شنیدن کلمات قلمبه سلمبه شما را هم نداشته باشد.

 ولی همین خانم  کافی است یکبار در کنار شما  لذت یک خرید ساده اینترنتی را تجربه کند و سفارشش را درب منزل با تخفیف ویژه تحویل بگیرد ، در آن صورت نه تنها قبل از 10 روز تمام فامیل و همسایه هایش را به این کار تشویق می کند (بهتر از شما!) بلکه سفارش یک دستگاه پنتیوم 4 و ثبت نام در کلاس آموزش کامپیوتر را هم خواهد نمود!

البته مطمئن باشید که او بدون تعریف کردن حکایت دانه های برنج صفحه شطرنج ، دوستانش را راضی به اینکار می کند!!!

انسان ها طوری برنامه ریزی شده اند که دائما دنبال رسیدن به ابزارهای کسب راحتی بیشتر هستند!

 فرض کنید نسل جدید اتومبیل ها به بازار آمده و دارای این قابلیت است که بجای زمین با فاصله دو متر روی هوا حرکت کند.

 فکر می کنید اگر خاله مسن شما که مجبور است پشت فرمان بنشیند و با سرعت 10 کیلومتر در ساعت در خیابان های پر ترافیک تهران حرکت کند بتواند ماشینش را با مبلغی اندک با یکی از این اتومبیل های فضایی تاق بزند حاضر نمی شود با وجود کهولت سن دوره خلبانی – رانندگی ماشینش را هم ببیند؟

برای گسترش هر کاری اول باید فایده آن را به مردم نشان دهیم .

 مردم وقتی کامپیوتر می خرند که به آن احتیاج پیدا می کنند.

 فکر می کنید چند نفر به یک سیستم ساده خرید اینترنتی احتیاج دارند؟

 اگر هنوز بدبین هستید پیشنهاد می کنم سری به آمار فروش سایت شرکت eBay بزنید!

بعد از اختراع تلفن سالها فقط عده خاصی به صورت یک وسیله تشریفاتی از آن استفاده می کردند .

 آن روز اگر می گفتید در آینده بدون تلفن دنیا نمی چرخد همه به شما می خندیدند!

 دیگر اختراعات بشر مثل برق وتلویزیون و... هم همین حکایت را داشته.

 تجارت الکترونیکی در بسیاری از کشورها کاملا جا افتاده و امری پیش پا افتاده است و البته چه بخواهیم ، چه نخواهیم این مسئله در کشور ما هم جای خودش را باز خواهد کرد ولی یادمان باشد که آنروز دیگر کسی مشتاق گوش دادن به حرفهای شما در مورد تجارت الکترونیکی و مزایای آن نیست همان طور که امروز کسی مشتاق شنیدن مزایای استفاده از تلفن نمی باشد!

در پایان یادآور می شوم اگر سیستمی از مادر بزرگتان حق عضویت بگیرد و یا او را مجبور به خرید کالا کند و مادر بزرگتان عملا نتواند بهره مناسبی از این کار ببرد قطعا شما را خواهد کشت! البته در تومان شاپ این مسایل رعایت شده است !

 

نظر شماره 6- بدی سیستم های هرمی این است که باید سر یک عده ای کلاه برود و یک عده ضرر کنند تا چند نفر در بالای درخت سود ببرند!

 

جوابیه :

 با نظر شما کاملا موافقیم و مراجع قانونی هم به همین دلیل با چنین سیستم هایی مخالف می باشند ولی متاسفانه بسیاری از فعالان این شبکه ها مخالفان مردمی و قانونی را به تحجر ، مخالفت بدلیل عدم دریافت رشوه لازمه و . . .  متهم می کنند که جای بسی تاسف است .

 

بررسی بیطرفانه  نظریات موافقان بازاریابی شبکه ای

 

در این بخش به بررسی نظریات موافقان این نوع تجارت می پردازیم :

 

1) نسبت  سود اینکار در مقابل کاری که انجام می دهید خیلی بالاست!

 

شرح نظر:

شما در ایران یا اصلا در دنیا ! کدام کار را سراغ دارید که مثلا1000 تومان سرمایه گذاری کنید و چند ماه بعد 100 هزار تومان عایدتان شود؟

آیا بجز در مدل سیستم های درختی (هرمی) ، بصورت منطقی و علمی می توان از کار دیگری انتظار همچین برگشتی را داشت؟

 

جوابیه :

در تجارت هرمی عملا عده ای ضرر می کنند تا عده دیگری اگر خوش شانس باشند به سودهای کلان برسند .

ولی در تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکه ای بدون ضرر کردن مردم و از راه حلال و منطقی می توان به سود رسید .

ضمنا شما می توانید جهت امتحان 1000 دانه گندم بکارید و ببینید آیا خداوند کمتر از 100 هزار دانه به شما می دهد یا خیر!

الله و خیر نافعین

 

2) انجام این  کار نیاز به تخصص خاصی ندارد و هرکسی با هر تخصصی  می تواند آن را انجام دهد!

 

جوابیه :

اینکه موفقیت در هر کاری علاوه بر استعداد ، تلاش و پشتکار نیاز به دانش و تخصص دارد برهمگان واضح و مبرهن است و در تبلیغ پولدار شدن و کسب درآمد بالا بدون تخصص و تجربه قطعا حیله ای نهفته است .

موفقیت در امر بازاریابی شبکه ای علاوه بر تجربه بازاریابی سنتی نیاز مند مهارت کامپیوتری و اینترنتی نیز می باشد .

 

3) ریسک اینکار صفر است ولی امید به خلق آینده ای درخشان با اینکار به بینهایت میل می کند!

 

4) جدای از مسایل مالی اصل کار خیلی زیبا و جالب است!

 

خرید از اینترنت و امکان داشتن شغل دوم از طریق اینترنت بسیار جالب و آموزنده می نماید.

 

                                                 به امید موفقیت شما در زندگی وکار

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/02ساعت 8:39  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هدف از راه اندازی این وبلاگ ارائه تصویر روشنی از نت ورک مارکتینگ وبازار یابی شبکه ای ونشان دادن راههای پولدار شدن از طریق فعالیت سالم اقتصادی است. امتحان کنید ..من قول میدم اگه به هر کاری اصولی بپردازید به قله موفقیت دست خواهید یافت...

پیوندهای روزانه
استفتا
مروری بر تجارت الکترونیک
تقویم سال 85
لپ تاپ مجانی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
باران بهاری
وب نوشتهای خصوصی
ياس سبز
نگاه( الهه)
جایی برای با هم بودن
بی نام ونشان
وبلاگ اسی
من اشرف مخلوقات
بیا تا برایت بگویم...
رويت صورتحساب موبايل
باران بهاري
نقاشی کودکان
tejarat electeronic
آلبوم شخصي
سايت اطلاعاتي بازاريابي شبكه اي(امين)
آموزش ومشاوره در تجارت الكترونيكي(ياسر)
118کشور
نقشه تهران
M7dnetworkers
آگهی و تبلیغاتی و تجارت الکترونیک
بچه های میلیونر
بهترین نت جهان(امیر)
تی به رهت ایمهنم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM